دفاتر و کتابها    بخش زبانهای غیر فارسی    تز ها و تئوری ها    کلیات   
مردم نو Mardom-e-No
آینده روشن Ayande Roshan
دفتر نو Daftar-e-No
کتب بهداد Behdad's Books
کتابخانه آرشیو بهداد Behdad's Library
درست نامه Correct Version
گوناگون (سفینه بهداد) Safineh-e-Behdad
شعر دیگران (جنگ بهداد) Jong-e-Behdad
داستان های بهداد Behdad's Novels
شعر نو بهداد (فارسی) Modern Poems
شعر کلاسیک بهداد (فارسی) Classic Poems
کتابها و مقاله ها Books and Papers
مسائل بین المللی International Affairs
شعر انگلیسی English Poem
پیک آذربایجان Azarbaijan
شعر ترکی Turk Poem
بخش عربی Arabic Poems
ترجمه Translations
نوید خلق Navid-e-Khalgh
تز های تاریخی Historical Thesis
تزهای سیاسی Political Thesis
تزهای فلسفی Philosophic Thesis
تزهای اقتصاد Economic Thesis
تزهای مذهبی Religius Thesis
تزهای علمی Scientific Thesis
تزهای هنر و ادبیات Art and Lit Thesis
تزها بطورکلی General Thesis
صفحه اصلی Homepage
تحلیل اخبار News Analysis
عضویت در سایت Membership
درباره نویسنده About Author
تماس با نویسنده Contact Author
پرسش و پاسخ FAQ
تبلیغات Advertisement
وبلاگ Weblog

هنـــر  
نقاشی های بهداد Behdad's Paintings
موسیقی Music
گالری عکس Photo Gallery
کتب بهداد

   دفتر فلسفی 13
عنوان شماره مردم نو شماره صفحه مردم نو دو روش شوونیسم ملت غالت وملت مغلوب در اروپا در اوائل قرن بیست و ایران فعلی از نظر لنین و من 63 23 « مارکسیسم علنی » چيست و آیا من طرفدار مکتب «مارکسیسم علنی » درزمان محمد رضا شاه هستم؟ 64 69 چرا فال حافظ به نظر من علمّيت و عينيّت دارد؟ 71 23 فلسفه مدينه فاضله بهداد در لحظه فعلي چگونه مبارزه اي عمده است؟ 71 26 سياست اپورتونيستي چين در مساله کنترل جمعيت 71 49 حاکمیت و مالکیت خصوصی 71 65 مدينه فاضله بهداد ترويج افکار رفرميستي بجاي پيکارانقلابي از سوي احسان طبري 73 74 ضرورت کنترل ماوراء شديد پيشرفت علم و تکنولوژي در سراسر جهان – آیا این فرضیه صحیح است ؟ 73 102 مدينه فاضله بهداد دگماتيسم در فلسفه مارکسيسم لنينيسم 73 110 مدينه فاضله بهداد برخي جوانب ديگر 73 144 تز پزشکی تز فلسفی چرا بعضی بهتر شکنجه را مقاومت می کنند 73 153 نظریه فلسفی 73 156 تز فلسفی 73 156 گام هايي درباره شناختن کار مغزتز فلسفي فيزيولوژيک و اجتماعي و ... تقدّم مادّه بر شعور 73 157 بنام خداوند جبّار قهار منتقم لعنت الله علي اعدائهم و مخالفيهم اجمعين الي قيام يوم الدّين قانون مندي برخي ترورها 73 160 اسامی راچه کسی می گذارد؟ 73 162
هرست مندرجات دفتر فلسفی 13 عنوان شماره مردم نو شماره صفحه مردم نو شماره صفحه دو روش شوونیسم ملت غالت وملت مغلوب در اروپا در اوائل قرن بیست و ایران فعلی از نظر لنین و من 63 23 5 « مارکسیسم علنی » چيست و آیا من طرفدار مکتب «مارکسیسم علنی » درزمان محمد رضا شاه هستم؟ 64 69 7 چرا فال حافظ به نظر من علمّيت و عينيّت دارد؟ 71 23 11 فلسفه مدينه فاضله بهداد در لحظه فعلي چگونه مبارزه اي عمده است؟ 71 26 13 سياست اپورتونيستي چين در مساله کنترل جمعيت 71 49 16 حاکمیت و مالکیت خصوصی 71 65 18 مدينه فاضله بهداد ترويج افکار رفرميستي بجاي پيکارانقلابي از سوي احسان طبري 73 74 22 ضرورت کنترل ماوراء شديد پيشرفت علم و تکنولوژي در سراسر جهان – آیا این فرضیه صحیح است ؟ 73 102 24 مدينه فاضله بهداد دگماتيسم در فلسفه مارکسيسم لنينيسم 73 110 26 مدينه فاضله بهداد برخي جوانب ديگر 73 144 30
   خاطرات زندان دوٌم 3
پانزده روز در بیمارستان زندان قصر روز اول تیرماه 1355 حدود ساعت 9 صبح مرا از پشت بلندگو با خشونت صدا کردند . فهمیدم که قضیۀ ناگواری در انتظار من است . با عجله خود را به در پایین ، به در زیر هشت ، یعنی بخش اداری – شکنجه – ملاقات و بخش واسط بین کلیۀ بندهای سیاسی ها رساندم و درزدم . از بین دریچه به من نگاه کردند و در را بر رویم گشودند . همان گونه که گفتم از خشونتی که در صدای بلند گو بود دریافتم که حادثۀ بدی برای من در پیش است. چه اتفاق در پیش بود ؟ نمی دانستم . گرچه حادثه ای را متوجه شده بودم . به قول سنایی شاعر بزرگ ایران : هر آن کو را به قلاشی همی سرٌی عیان گردد گمانش هم یقیــن گردد یقینش هم گمان گردد در زیر هشت با من با خشونت رفتار کردند. ساعتم را گرفتند و مرا همراه با پاسبانی تبهکار و رذل و ا
   خاطرات زندان دوٌم 2
بخش دوم اجمالی از وضع روانی من در کودکی تا ورود به دانشگاه تاریخ آخرین ورژن 10/11/88 عشق معراجی است سوي بام سلطان جمال از رخ عــاشق فــــرو خـــوان قصـــۀ معــــراج را (دیوان شمس) او نیست مگر شاعری دیوانه .... من در زندگی در عرصۀ گرداب و گردباد سوزناک بوران بار فوق العاده مخوف ، پیچیده و دردناکی فرابالیده ام و سر برافراشته ام ، بغرنج شده ام و شاید ارتقاء و تعالی یافته ام . به قول ناصر خسرو: تــو انـــدر دم اژدهـــایی نــگه کــن که جان راازاین اژدها چون رهانی ! نخستین ناکامی ها ، تعارض و رنج های بی پایان روانی و عصبی عمده را در 8-7 سالگی دورۀ دوم و سوم دبستان چشیده ام ، بی خوابی هایی ممتد ، شب ادراری ، افسردگی و ترس و وحشت از مدرسه و سخت گیری ها و تعصبات زج
   دفتر فلسفي12
بهداد فهرست مندرجات دفتر فلسفی 12 عنوان شماره مردم نو شماره صفحه مردم نو شماره صفحه جدید تحلیلی از بخشی از پیام لنین به کمونیست های مسلمان خاور زمین کنگره 1919 مشعل علم و دانش را برافروزیم ! 57 33 4 تطبیق نظریات رفیق لنین کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره به ویژه ایران چین و هند 59 58 12 زبان و مذهب ملل مستعمره و نیمه مستعمره 59 63 15 نابودی مذهب راه حل مارکس برای مسئله یهود 59 72 18 رفیق لنین فعالیت او ، ابهامات اشتباهات 61 32 20 درهم آمیزی اصطلاحات فلسفی و کلامی در قرون وسطا و باستان 61 41 22 برخی مسایل انقلاب جهانی و انقلابات محلی کشورهای مستعمره یا نیمه مستعمره 61 44 26 « برخی آموزش های رفیق لنین و استنباط غلط و عامیانه از آنها » به ناسیونالیسم ملل مستعمره متکی شوید ! 61 71 31 مسئله ملی دربارۀ تعیین سرنوشت ملل 61 80 35 لنین و استالین و ناسیونالیسم از آن جناح های مختلف آن 61 93 38 شیوه برخورد امیرالمؤمنین با معاویه بن ابی سفیان لعنت الله علیه – صفحاتی از علم سیاست 61 77 41 تحلیلی از بخشی از پیام لنین به کمونیست های مسلمان خاور زمین کنگره 1919 مشعل علم و دانش را برافروزیم ! « شما که نمایندگان توده های زحمتکش خاور زمین هستید وظیفه ای بس خطیرتر و جدیدتری در پیش دارید .» کاملاً معلوم می گردد که انقلاب سوسیالیستی ، که اکنون برای تمام جهان فرا می رسد ، به
   خاطرات زندان دوم2
حکیمان را چه می گویند چرخ پیر و دوران ها به سیر اندر ز حکمت برزبان مهر و آبــــان هــا ناصر خسرو حدیث عشق چه داند کسی که درهمه عمر بــــه ســــر نکــــوفتــه باشد در سرایــــی را (سعدی ) در آمدن از حدود بیستم اردیبهشت ناگهان در انفرادی زندان اوین که در حقیقت مستراح کوچک مدرنی بود داروهای اعصاب مرا قطع کردند . من دچار بیقراری شدید ناشی از قطع ناگهانی داروها شدم . خواب مطلقاً از میان رفت . اما بیقراری تدریجاً کم می شد . قــــدم های تند به قدم های آهستـــه تبدیل می شد. در روز 27 اردیبهشت 1355 حدود ساعت نه صبح در سلول انفرادی را گشادند . سربازی بر چشمانم چشم بند زد و با هم به راه افتادیم . سرباز مرا از راهروهایی عبور داد . سرانجام اگر درست به خاطر داشته باشم خود را در اتاقی با سروان افشار مدیر زندان اوین که چشمانی سبز داشت و در انقلاب 1357 تیرباران شد تنها یافتم . سروان افشار به من گفت : به خانه ات تلفن بزن و بگو که سالم هستی . من به خانه زنگ زدم . کارگر عزیز، مهربان و فوق العاده زحمتکش ما که خانمی از اهالی ده بالا بود ( ده بالا به همراه طزرجان دو روستای اصلی ییلاقی یزد هستند) گوشی را برداشت و پس از صدقه سری و نازموقربانم و جانم گفت : کسی در منزل نیست . بر چشمانم چشم بند زدند و از ساختمان زندان خارج کردند. وجود مرا سراسر وحشت فرا گرفت . آیا مرا به کمیته می بردند؟ چشم بند مرا برداشتند . بدین ترتیب چشمان من بر بهار پرفسوس بازشد . طراوت بهاری جان آتشینم را لبریز می کرد . بدین ترتیب من باردیگر به سوی سرنوشت و تقدیر خویش ، زندگی طوفانی و عصیانی خویش ، روان و جویان و پویان شدم . بعداز آنکه من از زندان اوین به خانه تلفن کردم خانواده ام با زندان اوین تماس گرفته بودند . اما آنها از محل انتقال من اظهار بی اطلاعی کرده بودند . بدین ترتیب آنها
   خاطرات زندان.2,
بهداد تاریخ آخرین ورژن 3/11/88 حکیمان را چه می گویند چرخ پیر و دوران ها به سیر اندر ز حکمت برزبان مهر و آبــــان هــا ناصر خسرو حدیث عشق چه داند کسی که درهمه عمر بــــه ســــر نکــــوفتــه باشد در سرایــــی را (سعدی ) در آمدن از حدود بیستم اردیبهشت ناگهان در انفرادی زندان اوین که در حقیقت مستراح کوچک مدرنی بود داروهای اعصاب مرا قطع کردند . من دچار بیقراری شدید ناشی از قطع ناگهانی داروها شدم . خواب مطلقاً از میان رفت . اما بیقراری تدریجاً کم می شد . قــــدم های تند به قدم های آهستـــه تبدیل می شد. در روز 27 اردیبهشت 1355 حدود ساعت نه صبح در سلول انفرادی را گشادند . سربازی بر چشمانم چشم بند زد و با هم به راه افتادیم . سرباز مرا از راهروهایی عبور داد . سرانجام اگر درست به خاطر داشته باشم خود را در اتاقی با سروان افشار مدیر زندان اوین که چشمانی سبز داشت و در انقلاب 1357 تیرباران شد تنها یافتم . سروان افشار به من گفت : به خانه ات تلفن بزن و بگو که سالم هستی . من به خانه زنگ زدم . کارگر عزیز، مهربان و فوق العاده زحمتکش ما که خانمی از اهالی ده بالا بود ( ده بالا به همراه طزرجان دو روستای اصلی ییلاقی یزد هستند) گوشی را برداشت و پس از صدقه سری و نازموقربانم و جانم گفت : کسی در منزل نیست . بر چشمانم چشم بند زدند و از ساختمان زندان خارج کردند. وجود مرا سراسر وحشت فرا گرفت . آیا مرا به کمیته می بردند؟ چشم بند مرا برداشتند . بدین ترتیب چشمان من بر بهار پرفسوس بازشد . طراوت بهاری جان آتشینم را لبریز می کرد . بدین ترتیب من باردیگر به سوی سرنوشت و تقدیر خویش ، زندگی طوفانی و عصیانی خویش ، روان و جویان و پویان شدم . بعداز آنکه من از زندان اوین به خانه تلفن کردم خانواده ام با زندان اوین تماس گرفته بودند . اما آنها از محل انتقال من اظهار بی اطلاعی کرده بودند . بدین ترتیب آنها در این هفت روزی که من در قرنطینه زندان قصر بودم از من هیچگونه اطلاعی نداشتند . باتوجه به شایعات دروغین دایر براینکه زندانیان سیاسی را باهلیکوپتر به دریاچۀ نمک قم می اندازند خانواده ام بسیار وحشت زده شده بودند . (من به درستی نمی دانم این شایعات را مخالفین رژیم برای تشدید پروسه انفراد رژیم پخش کرده بودند یا خود رژیم برای ایجاد و حشت شدید درمیان مردم آنها را انتشار داده بود . شاید امپریالیستها که حداقل از دهۀ پنجاه مصمم به بردن محمد رضا شاه شده بودند برای متنفر و منزجر کردن مردم از محمـــد رضا شاه این شایعـــات را در جامعـــه رســـوخ می دادند . ) بدین گونه در بیست و هفتم اردیبهشت ماه پنجاه و پنج زندان نو ساختۀ شاهی را در اوین ترک گفتم . پس از گذشتن از خیابانهای بهشت انگیز شمال تهران که همچون ستارگان شعــــله ور در قلب ظلمت زده ام می درخشیدند ، اتومبیل زندان در مقابل در میله ای طوسی رنگی توقف کرد. آنجا کجا بود ؟ کمیته ؟ من کوشیدم در ضمن تشویش و دل شوره ، رفتار دلاورمنشانه همراه با وقار و خونسردی داشته باشم . پس از آنکه از در دروازه مانندی ورود کردیم به سرعت مرا به اتاق بسیار کوچکی که سه پله ای ( به قول یزدی ها « راه چینه » از کف راهرو ورودی بالاتر قرار داشت و در سمت چپ نشسته بود ) بردند و با شتاب گونه گی سرم را از ته زدند و بعد به اتاق وسیعی در سمت راست راهرو انتقال دادند و محتویان جیب مرا تحویل گرفتند . از جمله چهارصد تومان پول داشتم که گرفتند و رسید دادند . ( بعداً این پول گم شد و معلوم نگردید که چه برسرآن آمد . آیا دزدانه در کیسۀ گشاد و هفت چین مأموران شهربانی رفت و یا اینکه در جریان محرومیت حواسی – شکنجۀ روحی – دستگاه جابر علیه من «آگاهانه » و با نقشه پردازی مفقود شد ) . در آن زمان من حدسیاتی دربارۀ آن می زدم که اکنون به طور تمام عیار فراموش کرده ام و به طاق نسیان روزگار سپرده ام. پس از آنکه کم یا بیش دو ساعت در پرتو هوای آتش انگیز و شرجی زندان جدید ، رسم و رسومات ورود به زندان قصر یعنی « تربیتگاه السلطان بن السلطان » آریا مهر به جای آورده شد و پایان گرفت ، مرا پس از عبور از حیاط وسیع و آفتاب زده و بی جمالی به ساختمان نسبتاً گسترده و قدیمی سازی، شاید دوران رضا شاهی و شاید پیشتر ، که پس از آن دانستم مختص قرنطینه زندان قصر است وارد کردند . معمولاً طی یکی دو روز زندانیان سیاسی را در قرنطینه نگاه می داشتند . از ایشان اثر انگشت و عکس گرفته سپس آنها را به بخش مخصوص خود ( بخش زندانیان ضد امنیتی ) گسیل می داشتند . به زودی من به سلول سیاسی های قرنطینه ورود یافتم . زندانیان هم زنجیر با شور و مهر آتشین مرا در بر گرفتند و پذیره شد
   دکتر مصـــــدق24
مندرجه در وبلاگ و وب سایت آرشیو بهداد فهرست مندرجات دکتر مصدق (24) عنوان شماره وبلاگ و مردم نو شماره صفحه تاریخ جنبش رهایی بخش ایران تاریخ نهضت مشروطه مردم نو 204 3 تزهایی اساسی دربارۀ تاریخ انقلاب مشروطه (1) مردم نو 205 9 ای لنین ای فرشته رحمت ! روسیه تقسیم افغانستان بین شرق و غرب را رد کرد ! مردم نو 206 16 تاریخ جنبش رهایی بخش ایران تاریخ نهضت مشروطه کسروی در تاریخ هیجده ساله آذربایجان صفحات 129 – 128 می فرماید : « از شگفتی های تاریخ مشروطه این است که چون محمد علی میرزا مجلس را برانداخت و مشروطه خواهان و سردستگان هرکجا بودند گریختند و یا به خاموشی گراییدند ناگهان از میان توده یک ستارخان بی سواد بزرگ شده بیابان بپا برخاسته تا جان به کوشش پرداخت و از هرگونه صدها مردان از میان توده به یاری او شتافتند و جانبازانه زیر درفش او گرد آمدند و دست برادری به هم داده جنگ را پش بردند و روز به روز پیروزتر گردیدند و زمان به زمان بر نبردشان افزود . کار به جایی رسیدکه از قفقاز صدها کسان به یاری آمدند و از گیلان و اسبهان نیز شورش پدید آمد . سیزده ماه رشتۀ کارها در دست این بر خاستگان از میان تودۀ انبوه بود که هم رشته خودکامگی را کند بار دیگر مشروطه را به ایران برگ
   دکتر مصـــــدق18
   دکتر مصـــــدق19
مندرجه در وبلاگ و وب سایت آرشیو بهداد فهرست مندرجات دکتر مصدق (19) عنوان شماره وبلاگ و مردم نو شماره صفحه فلسفه ماتریالیسم تاریخی پرولتاریا در ایران و جهان تاریخ جنبش انقلابی و کمونیستی و نهضت رهایی بخش ملی ایران مردم نو 149 4 تاریخ جنبش انقلابی و کمونیستی و رهایی بخش ملی ایران و جهان لنینیسم و بلانکیسم مردم نو 151 11 تاریخ جنبش انقلابی و کمونیستی و نهضت رهایی بخش ملی ایران تزهای اساسی در باره دکتر محمد مصدق قهرمان ملی ایران مردم نو 152 15 تاریخ جنبش انقلابی و کمونیستی و نهضت رهایی بخش ملی ایران بررسی تزهای منسوب به حیدر عمو اوغلی مردم نو 153 22
   دکتر مصـــــدق20
آرشیو بهداد فهرست مندرجات دکتر مصدق (20) عنوان شماره وبلاگ و مردم نو شماره صفحه تاریخ جنبش انقلابی نهضت رهایی بخش ملٌی ایران جنبش انقلابی و ملٌی و محمد رضا شاه مردم نو 160 4 بررسی تزهای حیدر عمو اوغلی مردم نو 160 11 تاریخ جنبش رهایی بخش انقلابی ایران وضعیت بورژوازی ملی ایران مردم نو 162 14 تزهای اساسی دربارۀ دکتر مصدق قهرمان ملٌی ایران مردم نو 163 18 تاریخ جنبش رهایی بخش انقلابی ایران تزهای اساسی درباره دکتر محمد مصدق قهرمان ملی ایران مردم نو 166 20 تاریخ جنبش انقلابی جهانی بورژوازی بار دیگر در سراسر جهان خصلت مترقی و انقلابی می یابد مردم نو 166 23 تزهای اساسی دربارۀ دکتر مصدق قهرمان ملی ایران مردم نو 170 29 تزهای اساسی دربارۀ دکتر مصدق قهرمان ملی ایران مردم نو 171 36 تاریخ قاجاریه تزهای اساسی درباره میرزا ابوالقاسم قائم مقام فریب خوردن قائم مقام ، مصدق و استالین مردم نو 172 43 تزهای اساسی دربارۀ دکتر مصدق قهرمان ملی ایران مردم نو 173 47 تاریخ جنبش انقلابی نهضت رهایی بخش ملٌی ایران جنبش انقلابی و ملٌی و محمد رضا شاه هم چنانکه من قبلاً گفته ام محمد رضا شاه در اوایل سلطنت به دلایل مختلف وجیه المله بود که باز هم شمایی از آنها ترسیم می کنم: 1) به واسطه شیوۀ تولید آسیایی شاه از قدیم الایام در روح ایرانی هم چون موجودی مقدس که کشور را از خشکسالی ، نا امنی داخلی و تجاوزات بیگانگان محفوظ نگه می داشت مورد پرستش بود . 2) محمد رضا شاه در آغاز سلطنت قیافه ای و اعمالی مظلومانه و وجیه داشت و مانند بعد دچار فساد قدرت نشده بود و به علاوه او پسر رضاشاه بود . رضا شاه گرچه پادشاهی مستبد و خودکامه بود اما امنیت ، رفاه بیشتر ، رونق کسب و تجارت آبادانی مملکت ، وحدت ملی و جلوگیری از پاشیده شدن ایران از دست آوردهای او بود و لذا مردم گرچه به واسطه استبداد و فساد مالیش و مخالفتش با مذهب او را سرزنش می کردند و وقت بردن او توسط بیگانگان ا

۴۶ /


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بهداد اربابی می باشد.