| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| پگاهان در غروب | |
|
دختری زیبا بود
می خواستم با او عشق بازی کنم
هم چو شقایق در بهار
ماهی سرخی بر دستش بود
و گلی بر طرۀ موهایش افشانده بود
شبی طرب خیز بود
با عروج انسان
در سرودهای وحشی عقاب
در آشیان سپیدار | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| ديوان گلابتون | |
|
روغن زده ای بر مویت
چنبر چنبر
خرمن خرمن مشک ختن
آتش در چشمان شعله وار من
فتنه در چشمان تو
آسمان در رؤیای من
بیداری در غروبی فرح انگیز
از عطر شبنم
با تو خفتن در حوض مرمر آتشین
از شراب سرخ انگبین | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| غزل هاي سبز | |
|
عطر بابونه
با ترنّم بهار ماه
اشک خورشید در دامان شب
دختر زیبا
با طلوع خورشید
زیبایی در کنار | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| آوازهاي حبسيه | |
|
دیو خویی سرمایه
حبس استبداد
موزیکی
نان و پنیری و خیاری
قاشقی عسل
بیماری و تنهایی
نه دوستی و نه نامه ای
همه بیگانه
نه مادری نه خواهری نه برادری
خوشه انگور سیاه بردار بست | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| سفري به جهنم | |
|
دیشب خوابی که مبهم و پر دهشت بود بر ذهنش نقش بسته بود و یادش می آمد که از یک طرف می دید که او را به درک اسفل السافلین برده اند و دیگ های مسی روی خروارها هیزم خشک آتش زده می جوشانند و مثل آش بلغور و پس پایی و شاید هم شبیه به شولی تلف همراه با چغندر با غر و غوز و سر و صدا جوش می خوردند و او را به کنار یکی از دیگ های پهنی که باندازه ده ذرع مربع مساحت و یک ذرع بلندی داشت بردند و درحالی که اگر آسان نشد | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| يوسف | |
|
سایه ای غمناک و گرد آلود تالار را در خود گرفته بود . گاه با امواج آذرخش، سرخ و کبود می شد . گاه باد برگ های موردهای سبز را با خود می آورد و با تالار هم آغوش می ساخت . طوفان وحشت زده بر در و دیوار خانه می کوفت . این طوفان گرد و خاک خانه را زینتی عبوس و وحشی می داد. به قول یزدی ها "تیفون" بر سر و کول خانه می زد. | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| غزليات | |
|
اگر آن شاه شیدایی بیفروزد شب ما را
به گیسوی ظفر فامش بیفروزم ثریا را
ثریا را بیفروزم ز شاه آتشین خود
ز اندام زر افشانش بیفروزم شب ما را
بنوش ای شاه یغمایی شراب وصل شیدایی | |
|
| | ۸۹/۲/۱۷ |
|
| قصايد | |
|
شاد و خندان شده این گلشن پر نارونا
مطربـش شارک طنبـور زن و تارزنا
تاج سیمین بفراریده همی نسترنا
چترا طلس بکشیده است همی نارونا
اقحوان تاج زر افکنده فراز شمنا !
خیز و برخیز کنون جلوۀ زرٌین و ثنا | |
|
| | ۸۹/۲/۷ |
|
| دفتر فلسفی 15 | |
|
دفتر فلسفی
بهداد
آخرین ورژن
5/2/89
فهرست مندرجات دفتر فلسفی 15
مقاله
شماره مردم نو شماره صفحه قبلی شماره صفحه جدید
لنین و مسأله دهقانی در ایران
80 33 4
حکيم ناصر خسرو و ایداليسم و ماترياليسم
80 64 7
بار دیگر درباره پانته ایسم (انسان خدایی حکیم ناصر خسرو)
80 75 8
ناصر خسرو و نفس انساني در روند زندگي
82 39 10
چگونه لنين مارکسيسم را غني کرد
82 85 11
مسأله ملٌي و جنبش هاي واقعاً وجود
83 88 13
بحران عمومی جهانی سرمایه داری و امپریالیستی بیش از بیش اوج می گیرد!
84 67 19
لنین کبیر و دولت های واحد ملّی در خاور زمین طرفداری لنین از وحدت ملی کشورهای خاور زمین
85 27 22
چرا بعضی از تزهای من عوض می شود ؟
85 40 31
پاسخ به سئوالي شفاهي چرا خان ها سلماني ها را غارت مي کردند
85 53 33
چرا بعضی از مطالب بهداد تکراری است ؟
85 57 35
فلسفه نمونه اي از دگماتيسم
مارکسيستي 85 81 37 | |
|
| | ۸۹/۱/۱۵ |
|
| تاریخ سی ساله ایران - جلد دوم | |
|
کودتای 28 مرداد ضربه ای بود که نهضت ملی را در اوج خود متوقف ساخت . حزب توده که طی سالهای 29 – 32 رشد یافته بود ، در شکست جنبش ضد امپریالیستی امکانات زیادی را از دست داد .
28 مرداد نقطه عطفی در حیات حزب توده بود ولی نقطه پایان حیات آن به مثابه یک حزب نبود . رهبری حزب توده که از انجام وظایف خود طی یکسال قبل از 28 مرداد یعنی ( از قیام 30 تیر) بازمانده و شرایط مساعدی را برای آمادگی نظامی نیروهای طبقه کارگر در جنبش رهایی بخش از دست داده بود از امکانات موجود خود در روبرو شدن با کودتا استفاده نکرد و از شناخت اهمیت کودتا و اثر مرگباری که بر جنبش ملی و کارگری می گذاشت عاجز ماند . | |
|