| | ۸۸/۸/۱۹ |
|
| از خاطرات دوران مبارزات دانشجویی | |
|
به هر جهت من برنامه را این طور تنظیم کردم :
1) راجع به روز و ساعت شروع تظاهرات مطلقاً با کسی صحبت نکردم تا برنامۀ جریان پخش نشود فقط به یکی از رفقای دانشجوی طرفدار رفیق مائو گفتم که ماه آذر به شهرستان نرو که قبول کرد.
2) به سه نفر دیگر از دانشجویان که طرفدار جنبش بودند گفتم که در ماه آذر همواره در دانشگاه باشد .
3) تاریخ تظاهرات را به جای 16 روز به روز چهارشنبه 8 آذر انتخاب کردم تا گارد و ساواک غافلگیر شوند.
4) یک اعلامیه به انشای خودم نگاشتم اعلامیه شامل دو قسمت بود:
I) برنامه که فقط باید عدۀ خاصی ظاهراً به دست شان برسد و برنامه کار تظاهرات در آن مندرج بود . | |
|
|
|
| | ۸۸/۷/۱ |
|
| از خاطرات زندان | |
|
مطالب بسیاری دربارۀ خاطرات زندان در مغز من وجود دارد که هنوز به روی کاغذ نیاورده ام .
من در زندان دائماً می کوشیدم تا جاسوسان دستگاه را پیدا کنم و حرفهای خود را با آن ها بگویم و آن ها خبر ببرند | |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|