|
|
| | ۸۹/۴/۱۰ |
|
| در غدر روزگار | |
|
جمیله گردون عجوزه ایست مردم خوار
سپرده سفرۀ گیتی به گرگ دژ کردار
به غنج و دلالش نموده چهره این کفتار
ترا به چنبر جادو گرفته حیلت کار
به دام و دانه کشیده هم او ، بسی قهار
تو سخره دانش خود را ، گرفته ای بسیار
تو مصحفی بکف آورده اندرین دوٌار
تو گشته خاضع و خاشع بر این چنین جبٌار
ولی تو فارغی از ضنٌت چنین غدٌار | |
|
|
|
| | ۸۹/۳/۱۵ |
|
| روي کار امدن حزب محافظه کار در انگليس | |
|
به نظر من اکنون که ترکیه بیش از پیش از امپریالیسم دور می شود و به سوی شرق سمت می گیرد . در مورد مسأله فلسطین در مقابل اسراییل می ایستد ، از برنامه هسته ای ایران دفاع می کند و در کنار ایران به انحاء و انواع مختلف قرار می گیرد . | |
|
| | ۸۹/۲/۱۹ |
|
| آسمان پیکر .... | |
|
آسمان پیکر ....
آن روی آتشین شه من چه دلکش است
آن قامت و قیامت او هم چو آتش است
آن خط و خال و عذارش چه مهوش است
چشمان او شرارۀ آتش چه دلکش است
بستان آتشین تو وه وه چه مهوش است
وان وصل تو چو شکٌر و شیر است و | |
|
| | ۸۹/۲/۱۳ |
|
| پيکر سيم بر | |
|
ای دل انگیز و دل آویز قمر
آتش شعله وش صبح سحر
سحر صبح درخشنده شرر
شاهد آتشی هم چو قمر
تو مگر هور جهان افروزی
کس ندیدست چنین هور بشر
ای شرار شررانگیز نظر | |
|
|
|
|
|
|
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| سوسمار و روباه و کلاغ | |
|
روبهی را بد رفیقی بس شفیق
هم کلاغی بس عزیزی بس رفیق
هر دو را اشکم فراخ ودیده تار
روزگار سدٌ جوعی رنج بار
هم ز اندوهان دو یاران در فگار
فکرت و تدبیرشان واژونه کار
وان کلاغک بر فراز دار زار
روبهک شاکی ز گشت روزگار
روبهک | |
|