| | ۸۹/۵/۲۱ |
|
| کاپیتال نو16 | |
|
دفتر مطالعات اقتصادی
بررسی فصل سوم از بخش
نخست جلد اول کاپیتال
کاپیتال نو
بهداد
کارل مارکس آموزگار بزرگ رنجبران جهان و پیشرو کبیر جهان مدرن و آزاده در کاپیتال جلد اول ترجمه رفیق ایرج اسندری مارکسیست لنینیست بزرگ ایرانی سازمانده و پیکارگر کبیر جنبش نجات بخش ملی ایران شخصیت برجسته جنبش جهانی انقلابی و کمونیستی ( چاپ علیزاده 1379 طهران) صفحه 57 می فرماید :
« قیمت نیز مانند شکل نسبی ارزش و به طور کلی ، ارزش کالایی مانند یک تن آهن را بدین نحو بیان می کند که مقدار معینٌی از معادل قابل مبادله است اما عکس آن صدق نمی کند که آهن نیز بلافاصله با طلا مبادله پذیر باشد . | |
|
| | ۸۹/۵/۳ |
|
| کاپيتال 15 | |
|
کارل مارکس پیشوای کبیر رنجبران جهان و نوید بخش آزادی بشریت در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری کمونیست کبیر ایرانی ( چاپ علیزاده 1379 طهران ) صفحه 157 می فرماید :
« پس مقدار و ارزش کالا مبیٌن رابطۀ ضروری و ذاتی است که پروسۀ آفرینش کالا را به زمان کار اجتماعی پیوند می دهد .» | |
|
| | ۸۹/۴/۲۶ |
|
| کاپيتال 14 | |
|
کارل مارکس نوید بخش دمکراسی و عدالت و آزادی جهانی پس از انحلال جامعۀ طبقاتی و سپری شدن هرگونه دیکتاتوری اعم از بورژوازی و یا پرولتاریا در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری کمونیست بزرگ ایران ( چاپ علیزاده 1379) ، فصل سوم از بخش نخست جلد اول صفحه 156 می فرماید :
« قیمت ، نام پولی کاری است که در کالا تجسٌم یافته است. بنابراین هم سنگ قرار دادن کالا و مقدار پولی که نام آن قیمت کالاست . | |
|
| | ۸۹/۳/۷ |
|
| کاپيتال نو | |
|
کارل مارکس در سرمایه ترجمه رفیق ایرج اسکندری چاپ 1379 تهران جلد اول ص 156 می فرماید :
« از طرف دیگر ضروری است که ارزش ، برای محقق شدن از پیکرهای رنگارنگ جهان کالا ، به سوی این شکل تو خالی عینی که صرفاً اجتماعی است تحول یابد ». | |
|
| | ۸۹/۳/۳ |
|
| کاپيتال نو | |
|
کارل مارکس پیشوای انسانیت نوین ، آموزگار زحمتکشان فکری و یدی در کاپیتال اثر فناناپذیرش ترجمه رفیق ایرج اسکندری قدس سره ( چاپ علی زاده 1379 طهران ) جلد اول بخــش نخســت فصل کالا و پول صفحــه 155 می فرماید: | |
|
| | ۸۹/۲/۱۳ |
|
| کاپيتال نو | |
|
کارل مارکس پیشوای کبیر بشریت مدرن در کاپیتال ترجمه شخصیت برجسته جنبش جهانی انقلابی و کمونیستی ، رفیق ایرج اسکندری ( چاپ علی زاده 1379 طهران ) صقحه 155 می فرماید:
« ... چون از طرفی معیار پول کاملاً قراردادی و از طرف دیگر محتاج به قبول اجتماعی است مالاً تعیین قانونی آن پیش می آید » دیالکتیک تاریخی مسأله چیست ؟
تا جایی که من اطلاع دارم ( بهداد ) پول – سکٌه در پادشاهی سارد ( واقع بر آسیای صغیر ، آناطولی فعلی ) پدید آمد و از نام پادشاه آن دریک ناشی شد و نام دینار از آنجا آمده است اولاً مارکس می فرماید : | |
|
| | ۸۹/۱/۹ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
دفتر مطالعات اقتصادی
فصل سوم از بخش نخست جلد اول کاپیتال
کاپیتال نو
کارل مارکس پیشوای بشریت مدرن و آزادی خواه در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری (چاپ علیزاده ص 53) می فرماید:
« مقیاس ارزش ها به این درد می خورد که کالاها را به عنوان ارزش بسنجند اما معیار قیمت بالعکس مقادیر طلا را از روی کمیت معلومی از طلا اندازه می گیرد ولی نه ارزش کمیتی از طلا را به وزن یک کمیت دیگر »
مقصود مارکس « از این که « مقادیر طلا ، را از روی کمیت معلومی طلا اندازه می گیرد ولی نه ارزش کمیتی از طلا را بر حسب وزن یک کمیت دیگر » ظاهراً بغرنج به نظر می رسد.
مقصود مارکس چیست ؟
مارکس می خواهد بفرماید :
« در یک بازار ( بازار محلی ؛ ملٌی یا جهانی ) بر حسب میزان طلای عرضه شده و یا ذخیره شده ( به ویژه وقتی که پشتوانه اسکناس و دیگر پول های کاغذی را اخذ می کند ) در آن بازار اجناس قیمت گذاری می شوند . مثلاً در یک بازار که یک تن طلا عرضه می شود قیمت کالاها بر حسب آن یک تن طلا سنجیده می شود مثلاً یک کیلو تریاک معادل یک کیلو طلا مبادله می گردد اما اگر در همان بازار دویست تن طلا عرضه شود به طور شماتیزه می توان گفت که یک کیلو تریاک معادل دو کیلو طلا معاوضه می گردد .
امروزه بازار جهانی به سرعت رشد می کند ( علم ارتباطات و دیگر پیشرفت های انقلاب علمی و صنعتی این جهانی شدن بازار را تسریع می کند . تلاش ملت های کوچک عقب افتاده برای صنعتی شدن ایجاد این بازار جهانی را تسریع می کند ) .
ایجاد بازار جهانی یکی از جهات آن ، آن چیز | |
|
| | ۸۹/۱/۹ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
بررسی فصل سوم و از بخش اول
جلد اول کاپیتال
کاپیتال نو
بهداد
در کاپیتال اثر کبیر کارل مارکس پیشوای زحمتکشان و مردمان مترقی سراسر گیتی ترجمه رفیق ایرج اسکندری ( چاپ علی زاده 1379 ) جلد اول صفحه 153 می خوانیم :
« همان فرضی که دربارۀ نمود ارزش یک کالا به وسیلۀ ارزش مصرف کالایی دیگر شد دربارۀ سنجش کالایی به طلا عیناً متصور است یعنی در زمان معین برای تولید مقداری طلا مقدار کار مصرف شده است » .
مارکس چه می خواهد بگوید و چه چیزی را که باید بگوید مکتوم نگه می دارد از حملات بغرنج بالا چه مستفاد می شود؟
مارکس می خواهد بفرماید ارزش مبادله یا معاوضه ( ارزش ) کالایی مانند گوسفند در مبادلات اولیه با یک رشته صدف از از آنجا و بدان نحو پدید می آید که فروشنده گوسفند خود را که بدان احتیاج ندارد یعنی برای او ارزش مصرف ندارد با صدف برای او دارای ارزش مصرف است ( مثلاً به عنوان شیئی تزیینی ) معاوضه می کند این مسأله در مورد طلا هم صدق می کند مثلاً وقتی شخصی یک گوسفند را با مقدار معینی طلا معاوضه می کند گوسفند دیگر برای او ارزش مصرف ندارد ولی طلا برای او ارزش مصرف دارد. | |
|
| | ۸۸/۱۲/۲۹ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
دفتر مطالعات اقتصادی
بررسی فصل سوم از بخش اوٌل جلد اول کاپیتال
کاپیتال نو
بهداد
کارل مارکس پیشوای تجدٌد و آزادی جهان در کاپیتال جلد اول ترجمه رفیق ایرج اسکندری قدس سره ( چاپ علیزاده 1379 صفحه 153) می فرماید :
« برای معیار قیمت ها لازم است که وزن مشخص از طلا به عنوان واحد مقیاس باشد . این جا مانند هر اندازه گیری بین مقادیر هم اسم ثبات رابطه سنجش مسلماً ضروری است . بنابراین تا کمیت واحد و ثابتی از طلا به عنوان واحد مقیاس به کار می رود معیار قیمت ها وظیفه خود را هرچه بهتر انجام خواهند داد .
طلا فقط از این جهت می تواند به عنوان مقیاس ارزش به کار رود که خود حاصل کار است و بنابراین تغییر در ارزش آن امکان پذیر است .
مارکس می فرماید :
« طلا فقط از این جهت می تواند به عنوان مقیاس به کار رود که خود محصول کار است » .
در اینجا من باید تذکر بدهم که هر کالایی که به عنوان معادل با هم ارز ( پول ... ) نقش بازی می کند محصول کار است مانند نقره و مس و یا صدف ( کار اولیه ، جمع آوری ) و یا عاج ( کار و تولید اولیه ، شکار دستجمعی ) به علاوه خصوصیات طبیعی طلامانند تقسیم پذیری ،فساد ناپذیری،درخشان و زیبا بودن و غیره نیز هست که آن به عنوان هم ارز با معادل به کار می رود.
طلا تنها محصول کار انسانی نیست بلکه محصول کار میلیون ها سالۀ طبیعت و اگر قبول داشته باشیم ماوراء الطبیعه است . به علاوه یکی از خصوصیات مهم طلا کالابودن آن است که آن را به صورت پول در می آورد .
از طرف دیگر آنجا که مارکس می نگارد :
طلا فقط از این جهت می تواند به عنوان مقیاس ارزش به کار رود که خود حاصل کار است « این فقط » یک نوع سهل انگاری از طرف مارکس است . طلا صرفاً به علت اینکه محصول کار است به صورت معادل به کار نمی رود بلکه منقول بودن آن نیز در این پروسه، در این روند سهیم است .
با پیشرفت تمدن پول کاغذی نقش عظیمی پیدا می کند ام | |
|
| | ۸۸/۱۱/۲۱ |
|
| بررسی فصل سوم از بخش اول جلد اول کاپیتال | |
|
« ... قیمت مطلقاً مربوط به مادۀ واقعی پول است ... ارزش [ارزش مبادله بهداد ] یعنی مقداری از کار انسانی که مثلاً در یک تن آهن گنجیده .... »
در اینجا کارل مارکس سخنان قبلی خود را در خطوط زیر که می فرماید :
« چون بیان ارزش کالاها به زر ذهنی است برای انجام این عمل نیز می توان فقط ارزش ذهنی و تصوری به کار برد » .
را تصحیح و تکمیل می کند و وحدت و غیر قابل جدا بودن دیالکتیک عین و ذهن ، مونیسم ماتریالیسم دیالکتیک فلسفه انقلابی مارکسیسم را تأیید و تأکید | |
|