| | ۸۸/۱۱/۲۱ |
|
| بررسی فصل سوم از بخش اول جلد اول کاپیتال | |
|
« ... قیمت مطلقاً مربوط به مادۀ واقعی پول است ... ارزش [ارزش مبادله بهداد ] یعنی مقداری از کار انسانی که مثلاً در یک تن آهن گنجیده .... »
در اینجا کارل مارکس سخنان قبلی خود را در خطوط زیر که می فرماید :
« چون بیان ارزش کالاها به زر ذهنی است برای انجام این عمل نیز می توان فقط ارزش ذهنی و تصوری به کار برد » .
را تصحیح و تکمیل می کند و وحدت و غیر قابل جدا بودن دیالکتیک عین و ذهن ، مونیسم ماتریالیسم دیالکتیک فلسفه انقلابی مارکسیسم را تأیید و تأکید | |
|
|
|
| | ۸۸/۱۱/۱۵ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
بررسی فصل سوم از بخش اول جلد اول کاپیتال
کاپیتال نو
دفتر مطالعات اقتصادی
کارل مارکس آموزگار کبیر رنجبران جهان و پیشوای بشریت مترقی و مدرن در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری قدس سره جلد اول صفحه 15 چاپ عزیزالله علیزاده 1379 ) می فرماید :
« اکسپرسیون ارزشی یک کالا به طلا : ( X کالا A = Y پول کالا) شکل پولی یا قیمت آن کالاست .
اکنون یک معادله منفرد مثل یک تن آهن = 12 اونس طلا کافی است برای این که ارزش آهن را اجتماعاً به نحو شایسته ای بنمایاند .
این معادله دیگر احتیاج ندارد در صف معادلات کالاهای دیگر حرکت کند زیرا کالای معادل یعنی طلا اکنون صفت پول یافته است .
پس بدین طریق شکل عمومی ارزش شیئی کالا از نو به چهرۀ ابتدایی ساده یا مجزای شکل نسبی خود در آمده است » .
کارل مارکس در اینجا اولاً می خواهد بفرماید با ورود طلا هم چون پول به بازار دیگر کلیۀ معاد | |
|
| | ۸۸/۹/۲۵ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
کارل مارکس در کاپیتال جلد اول فصل سوم صفحه ترجمه رفیق ایرج اسکندری قدس ســره ( چاپ طهران 1379 ) می فرماید:
« پول به عنوان مقیاس ارزش ، صورت ضروری تجلی زمان کار است که خود ارزش نهایی کالاهاست .»
اولاً همان طور که من بارها گفته ام ارزش ( ارزش مبادله ) و پول به عنوان مقیاس آن تنها نماینده زمان کار کارگران نیست بلکه تجلی کار انسانی ، کار طبیعت و کار ماوراء الطبیعه است ( اگر اعتقاد به ماوراء الطبیعه را محلٌی از اعراب بدانیم) .
ثانیاً ارزش نهایی کالا تنها ناشی از تجلی زمان کار یا چنانکه من ابراز داشته ام کار طبیعت و کار ماوراء الطبیعه نیست بلکه ناشی از بازار مبادله و بغرنجی عظیم آن نیز هست . در دوران پیشرفته امپریالیسم یعنی | |
|
| | ۸۸/۹/۱۳ |
|
| دفتر مطالعات اقتصادی | |
|
کارل مارکس پیشوای بشریت عدالت خواه و مدرن در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری ( چاپ 1379 طهران ) صفحه 148 می فرماید :
« رابطۀ اتم مانند انسان ها در درون پروسۀ اجتماعی تولید خویش و بالنتیجه چهرۀ عینی آن مناسبات تولیدی ، که مستقل از نظارت و عمل فردی آگاهانه آن ها است ، بدواً در این مورد که محصولات کار به طور عموم صورت کالا به خود می گیرند نمایان می شود .»
البته مراد مارکس جامعه سرمایه داری رقابتی و ماقبل انحصاری است .
من مسأله را بیشتر می شکافم مقولات فلسفی دیالکتیکی اختیار ( آزادی ) و ضرورت ( جبر ،) در این مسأله مورد بررسی قرار می دهم و این حکم را که مناسبات تولید مستقل از نظارت و عمل | |
|
| | ۸۸/۹/۳ |
|
| کالا و پول در مدینۀ فاضله | |
|
فصل دوم کاپیتال نو را بدین ترتیب خاتمه می بخشیم اولاً پول همان طور که قبلاً هم گفته ام جای خود را به کارت مصرف شهروندی می دهد . کالای مصرفی دارای خصوصیات زیر می شود :
1) به ارث به هیچ عنوان به کسی نمی رسد .
2) قابل خرید و فروش نیست .
3) قابل بخشش نیست مگر چیزهای کوچکی مانند یک دسته گل یا یک کتاب و یا یک شیئی کوچک بسیار ارزان قیمت .
4) قابل اجاره دادن ، گروگذاردن و غیره نیست .
5) وسایل جمعی که مورد علاقه انسان ها هستند مانند قالی ، طلا و جواهرات و لباس های گران قیمت به طور مصنوعی یا کیفیت عالی و یا تولید انبوه فراهم می شوند | |
|
| | ۸۸/۹/۳ |
|
| حذف ارزش مبادله و جایگزینی ارزش | |
|
در جامعه کمونیستی عالی ( مدینۀ فاضله ) اصل بر هرکس به قدر احتیاجش قرار می گیرد. کارت شهروندی جای پول را می گیرد و ارزش مبادله و مناسبات اقتصادی و اجتماعی انسانی آن حذف می شودو درکنار ارزش مصرف ارزش احتیاج قرار می گیرد . مسأله را می شکافم مثلاً خدمات پزشکی دارای ارزش مصرف هستند ولی دیگر این ارزش مبادله ( ارزش ) نیست که کم و کیف را تعیین می کند اگر از تحول فنی و علمی آن بگذریم این ارزش احتیاج است که بر کم و کیف آن مسلط می شود . مثلاً خدمات پزشکی بر حسب احتیاج افراد به آنها کمیت و کیفیت لازم را ( صرفنظر از مسئله علمی و فنی ) می دهد. باز گسترده تر می کنم و بیشتر می شکافم :
مثلاً خدمات دندانپزشکی ارزش مصرف | |
|
| | ۸۸/۸/۲۷ |
|
| مشقی در اقتصاد | |
|
کارل مارکس پیشوای جامعه مترقی و مدرن بشری در کاپیتال جلد اول ص 146 ترجمه رفیق ایرج اسکندری ص 44 می فرماید :
« ... صفات اجتماعی اشیاء باصفات شیئی که تعینٌات اجتماعی کار و بر طبق شیوه تولیـــد خاصـــی به دست می آورند ....»
مقصود مارکس از صفات اجتماعی اشیاء وضعیت آن ها در بازار مبادله کالاهاست و مقصودش از تعینٌات اجتماعی ارزش معادل است .
شکل پولی معادل « اشیاء » مانند سکه طلا و نقره و اسکناس و یا اجناس مانند صدف ، پوست گاو و غیره . صرفاً بر اساس صورت بندی اجتماعی ، اقتصادی و شیوۀ تولید مشخص نمی شود مثلاً در دوران فئودالیسم بیگاری و مال الاجاره جنسی ( مانند گندم یا جو یا برنج و غیره ) که در حقیقت شکل پول را بازی می | |
|
| | ۸۸/۸/۲۷ |
|
| بررسی فصل دوم کاپیتال جلد اول | |
|
مارکس پیشوای کبیر بشریت آزادیخواه در کاپیتال ترجمه رفیق ایرج اسکندری ( چاپ عزیزالله علی زاده 1379 ) صفحه 146 می فرماید :
« سابقاً تذکر داده شد که شکل معادل یک کالا با تعیین کمی مقدار ارزشی آن ملازمه ندارد وقتی دانسته شد که طلا پول و بنابراین با هر کالای دیگری قابل مبادله است بازهم معلوم نیست که مثلاً 10 پوند طلا چقدر ارزش دارد مانند هر کالای دیگری فقط می تواند مقدار ارزشی خود را به صورت نسبی به وسیله کالاهای دیگر بیان نماید.
ارزش خاص آن وابسته به زمان کاری است که برای تولید آن لازم است و به وسیله مقداری از هر کالای دیگر که همان اندازه زمان در بر داشته باشد بیان می گردد.
این تغییر نسبی مقدار ارزش در سرچشمه تولید طلا و به هنگام مبادله بلاواسطه انجام می گیرد». | |
|
| | ۸۸/۸/۱۹ |
|
| ارزش در مدینۀ فاضله | |
|
کالاها از آن جهت ارزش پیدا می کنند که به تنها ارزش مبادله دارند بلکه ارزش مصرف هم در این ارزش مبادله مندرج و مضمر و مخمٌر است .
یعنی خصوصیات طبیعی و عینی آن ها در این که دارای ارزش شوند در آن ها مستتر است ( چنانکه قبل من مورد مباحثه قرار دادم ).
امٌا در اینجا من مسأله را از جامعه سرمایه داری به جامعه مدینه فاضله ( کمونیسم عالی ) می بردم و در آن جا بررسی می کنم .
در اینجا مسأله دیگری نیز در ارزش کالاها وارد می شود که من آنرا « ارزش احتیاج » می نامم ، بر طبق اصل هرکس به قدر احتیاجش به هرکس به قدر تواناییش » ارزش کالاها نه تنها بر اساس خصوصیات طبیعی آنها و شکل یافتن آن در بازار مبادله بلکه بنا بر احتیاج هر انسانی به آنها تنظیم می گردد در کارت شهروندی که هرکس هر خواسته مصرفی که می خواهد ( مگر آنچه در تملک عمومی است مانند اشیاء عتیقه موزه ها) می تواند به دست آورد | |
|