| | ۸۸/۱۱/۲۱ |
|
| شعر ماتیلدا | |
|
در شرار چشمان معشوقه
سپیدی سینه بر جعد شکن در شکن
عنبر سبز در لبان سرخ
اقیانوس بیماری در نگاه
سیمایی ماه از صورتی آفتابی
سرشک پولاد
بر بستان های آبی
زنخ آتشین در طلوع مروارید
لاک شفق بر دستان زنبق
دستان بلورین گرما
از طراوت شرابین ماتیلدا
آواز چلچله
در صبح هم آغوشی
ژلاتین آتشین شهوت
در میان طاووسی
آوای سپیده
در بستان مرمر آفتاب
بیماری غرور در چشمان سبزوش
زمرد خاطره
در خال فراز دهان
عشق بازی در شب های شباویز
« بی روی توام جنٌت فردوس نیاید
کاین تشنگی از من نبرد هیچ شرابی »
سرود التهاب
در دستان لطیف زنانه
بر پستان های بلور سیب
انگشتر عقیق بر سینه های مرمر وار
غرور حسن در جوانی | |
|
| | ۸۸/۱۱/۱۲ |
|
| « زنان آفتابی ... » | |
|
فیدل با چشمان گرم
خورشید از لابلای گیسوان مشکین عطر آور
سرود صبح
در لبان یک انسان شیدای انسان
فروغی از مزارع نیشکر
با داس و چکش بر پیشانی
آواز تلخ بردگی
در سرود گوانتاموا
عفریت شب
با ستارگانی بر پرچم | |
|
| | ۸۸/۱۱/۷ |
|
| شعر ماتیلــــدا | |
|
شعر ماتیلــــدا
ماتیلدای آوازها
نوبر روزگار نو
آتشی در چشمان ستاره
نقره ترنم
در لب شکرین شنگرف
آتشی از طور خورشید
روح بیمار در چشمان گرم
نرگس لطافت در سینه های آتشین
طلوع زنبق بر پیشانی
آغاز صبح
در سپیدۀ رنٌاس
تخم مرغ پا منقلی
و کباب تیهو
آهوان جنگل | |
|
| | ۸۸/۱۱/۷ |
|
| شعر ماتیلــــدا | |
|
شعر ماتیلــــدا
خود را بیارای
تو دلبر جوانی ، آرایه بر تو زیباست
گل گیلاس بر لبانت افشانده ای
ماهروی سیمین کلاله
چشمان تو با آبنوس و آتش نسبت دارد
شراب سینه هایت را ،
ماتیلدای من !
از من پنهان داشته ای
غروبی شهوت انگیز
در عذاری آذر بن
لبان سرخ
بر گونه های قابل لمس تو
عطر آویز چشمان
و قناویز اندام سحر انگیز
اطلس را بر گیسو | |
|
| | ۸۸/۱۱/۷ |
|
| شعر ماتیلــــدا | |
|
شعر ماتیلــــدا
خود را بیارای
تو دلبر جوانی ، آرایه بر تو زیباست
گل گیلاس بر لبانت افشانده ای
ماهروی سیمین کلاله
چشمان تو با آبنوس و آتش نسبت دارد
شراب سینه هایت را ،
ماتیلدای من !
از من پنهان داشته ای
غروبی شهوت انگیز
در عذاری آذر بن
لبان سرخ
بر گونه های قابل لمس تو
عطر آویز چشمان
و قناویز اندام سحر انگیز
اطلس را بر گیسو | |
|
| | ۸۸/۱۱/۱ |
|
| شعر ماتیلــــدا 31 | |
|
خود را بیارای
تو دلبر جوانی ، آرایه بر تو زیباست
گل گیلاس بر لبانت افشانده ای
ماهروی سیمین کلاله
چشمان تو با آبنوس و آتش نسبت دارد
شراب سینه هایت را ،
ماتیلدای من !
از من پنهان داشته ای
غروبی شهوت انگیز
در عذاری آذر بن
لبان سرخ | |
|
| | ۸۸/۱۰/۲۰ |
|
| شعر ماتیلــــدا | |
|
خود را بیارای
تو دلبر جوانی ، آرایه بر تو زیباست
گل گیلاس بر لبانت افشانده ای
ماهروی سیمین کلاله
چشمان تو با آبنوس و آتش نسبت دارد
شراب سینه هایت را ،
ماتیلدای من !
از من پنهان داشته ای
غروبی شهوت انگیز
در عذاری آذر بن
لبان سرخ
بر گونه های قابل لمس تو
عطر آویز چشمان
و قناویز اندام سحر انگیز
اطلس را بر گیسوانت شرار افکنده ای
تاجی زرآگنده بر افق پیشانی ساخته ای
کاش با تو می شد خوابید
آیا با من خواهی خوابید ؟
چشمانت شرنگ الماس دارد
دختر شهوت خیز رودهای سبز
« آن شرح بی نهایت کز حسن دوست گفتند
حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد » | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۹ |
|
| شعر ماتیلــــدا | |
|
ماتیلدای آوازها
نوبر روزگار نو
آتشی در چشمان ستاره
نقره ترنم
در لب شکرین شنگرف
آتشی از طور خورشید
روح بیمار در چشمان گرم
نرگس لطافت در سینه های آتشین
طلوع زنبق بر پیشانی
آغاز صبح
در سپیدۀ رنٌاس
تخم مرغ پا منقلی
و کباب تیهو
آهوان جنگل ابر
بلبلان نغمه خوان
در روضۀ بهشت رضوان
رضوان با خط مشکین بر سیمای طاووس وش
سرود زندگی
در رستاخیز شب
ماتیلدای انگبین سینه
با بوی عطرآگین
تولد ونوس
در خواب بوتیچیلی
رؤیای سبز در زیبایی شبنم
عشق تا کیوان زرآگین
« آتشی از عشق در دل برفروز | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| شعر ماتیلدا | |
|
ماتیلدا مرا بر خود بپذیر
با سرخ میوۀ سبز پاییزی
با غرور آفتاب
سرور آتش
در طلای زهدان ماه
در آواز ققنوس دریایی
بر برگ شبنم زدۀ یاس بنفش
من ترا می خواهم
ای آوای وحش در اعماق جنگل های جگن آلود
صدف ، فیروزه و ستاره
در بستان های تو
شعله می کشند
ای غروب زیبای عطر آلود
سنگ یخ و عصارۀ رازیانه
آغوش و الماس صحرایی
چرا از بستان های برآمده تو
رنگ آلبالوی زرد می دمد ؟
با من بگو
ای دختر رعنای سرزمین امید | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| شعر ماتیلدا | |
|
« خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است ! »
روح الماس
در چهرۀ آفتاب سوخته !
حضور عشق
در ترانه آتشین صبح
یاس با طراوت نازنین
ای دختر طلایی اعصار بنفش
جام شراب
در لبان آسمانی خورشید
آواز زنبق
در ترانۀ معشوق و می
رستاخیز امید
با وصل شعله انگیز انسانی
در رود شریان ماهتاب
در تلألو نور عناب اندام زیبا
در سحرگاه دیزین
برف و امید و عشق
چشمان آسمانی
از سرایش مرمرین یشم
دوست زیبایی های انگور
هر هفته با تو زیستن
با تو خوابیدن
در سرایش سروش
در آفتاب بام
در جنگل های سبز
در دورنای فانوسی که سوسو می زند | |
|