| | ۸۹/۶/۷ |
|
| دختری از تبار زیتون | |
|
سرکه با عسل
پنیر کپک زده در شیشه آبنوس
دختری از فلفل با پستان های درشت شیری
اطلس در زنبیل آتش
سرین ماه
بر اندام دختری از تبار زیتون
پوست سنجاب و بستر گرم
عشق بازی در استخر سبز مهربانی
در تالاب قدیٌس آفتابی
آمیزش با دختری که زمزمه می کند در شب های قیر
در زیر نور ماهتاب
خفتن تا صبح با کره و پونه و عطر آویشن کوبیده
تازیانه ای بر گرده تاریخ
عشق با دختری فراسوی آسمان نیلی سرخ | |
|
|
|
| | ۸۹/۵/۲۸ |
|
| ماتيلدا | |
|
من ترا دوست دارم ای دختر سپید پستان آویشن بنفش
نسیم ققنوس در شعله زار زمزم
کنارۀ بلوط سرخ
در شب وصال هشیاری انگور
دختری از سلالۀ ماهسار امید
با طرٌۀ پنهان شادمانی شبانه
آهنگ طراوت در شراره های انسان
گل خیری در آواز صلصل | |
|
| | ۸۹/۵/۲۸ |
|
| پسر دشت هاي نارنجي | |
|
دختری همچون پونه
در آغوشش خفته بود
آن ها با هم عشق بازی می کردند
ترنم صبح و ترانه یاس
دختر لای کتف هایش بود
بوسه از بازوانش
بوسه باران شکوفه ها
در عقیق سرد شب گرمای ز مهریز
یخ بر پیشانی
عطر از چشمان
پسر دشت های نارنجی | |
|
| | ۸۹/۵/۲۱ |
|
| ترنج آلبالو | |
|
دختری از آفتاب بود
با ترانۀ پستان سپید و گزنه
طراوت لطافت ابر
تلخون آزادی
در شب شرنگ ستارۀ سرخ
آوازی از اخگر تالاموس
در کهکشان دوردست زنبق
او دختری بود بنام ترنج رنٌاس
سیمایی در سپیده دم سرخ
درخت انگوری با آلبالوهای سپید
ترد و شیرین
هم چون گز انگبین گلپایگان سردنوش
یخ در آب های معدنی لار
در بیذبن دختران زنجفیلی مریخ
ای دختر شام زلزلۀ بدن | |
|
| | ۸۹/۵/۱۳ |
|
| دختری از تبار زیتون | |
|
مشامۀ صبح
در طلوع صبح
در طلوع غروب پیکر تو
در عناٌب های دل آویز سینه های تو
در عبادت فلق
در کرانه استخوان و طنبور | |
|
| | ۸۹/۵/۷ |
|
| شعر ماتيلدا | |
|
شعر ماتیلدا
سپیده دمان
ماتیلدا آوازهای قناری
در طلعت امید روشن
در کرانۀ پستان ماهتابی
داستان فراق تو تا روزگار بی پایان تنهایی
در آبشار مروارید سبز
در کرانۀ جنگل آبی موزیک طلا
کی می توان به بوی تو آویخت ؟
در کدام شب می توان با تو خوابید ؟
ماجرای من و تو پایانی ندارد !
ای آفتاب صبح ساران جمال
در خمار تابش نرگس
ای همبود جاویدان نقره الماس
در فردای رخشان آزادی انسان !
آنگاه که اناری از مرواریدهای آتشین
بر سینه های سپید و یشمی تو می روید ،
در شهوت میان جادویی تو !
کی می توان جمید ؟
ای آهوی دشت های رعنایی جمشید ! | |
|
| | ۸۹/۵/۷ |
|
| ترنج آلبالو | |
|
ترنج آلبالو
پسر زیبای صدف های زرد
کبوترانی از آفتاب
بر سینه های ماهتابیش
می چمیدند
خرمالوی وحشی آوایی
با مزۀ ملس در دندان های بلورینش مزمزه می کرد
در تلخی گس عشق او می خرامید
در ترانۀ وصال
با انگبین و رمٌان .
با میان آتشین شعله وش
از خزانۀ آفتاب صحرایی
بیداری هوس
در شب رعنایی | |
|
| | ۸۹/۵/۳ |
|
| گنج غزل | |
|
ای خداوندگار عشق من !
من غلام روی ماه تو هستم !
چه کسی است که در دلیری بر تو خود را از شهوت نگاه دارد ! | |
|
| | ۸۹/۴/۲۶ |
|
| پسر دشت هاي نارنجي | |
|
پسر دشت های نارنجی
« می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند »
فراق
شراب در سرای تلخ
ناکامی و آز بیشتر
الانسان حریص علی ما منع
اسبی سپید بال
در گردبادی شنی و آبی رنگ از آتش
عصارۀ رنج در غرابۀ آفتاب
در انتظار سوزنی از الماس
و مـــکش ستارۀ سرخ دیدار
نمک معطٌر
در خمیر مایۀ فراق | |
|