| | ۸۴/۱/۱۹ |
|
| مرغ بهشتی ! | |
|
آیا تو از میان مرغان بهشتی یاسمین را می شناسی ؟! به من بگو ! ای آپلون (1) ! ای چنگ نواز چیره کار عاشقی ! آیا تو شعله گین چشمان او رادیده ای هنگامی | |
|
| | ۸۴/۱/۱۹ |
|
| دل من خونین است ! | |
|
دل من از یاسمین خونین است ! باو بگویید ! من ! او را ! می خواهم ! | |
|
| | ۸۴/۱/۱۸ |
|
| بهمن زرافشان ! | |
|
قلب ها را باردیگر آتشی شیدا کنیم ! روزگاران باردیگر آتشی رخشــا کنیم ! چشم ها را آبی و آتش و راز غوغا کنیـــم ! لاله ها بر روی ها شیـدا کنیم ! ازشقایق رنگ رخسارجهان رخشا کنیم! تند ران را درگلوها اژدرین آسا کنیم ! بیکران هور آسا را شبان عریان کنیـــم ! وصل شیدایی به شبهای زرآرا آتشین شیدا کنیم ! پادشاهان را زخواب تار اعصار و قرون برپا کنیم ! | |
|
| | ۸۴/۱/۱۲ |
|
| مهربان وطـنیم ! | |
|
هفت دولت زیر بیرق ایران ! هفت دولت زیر پرچم آذربایجان ! تاریخ را تحریف كنید ! تا بر مطامع تاریك دست یابید ! تفنگی آویخته بر دیواره پارك اتابك و كبوتری با بال خون آذین ! | |
|
| | ۸۴/۱/۱۲ |
|
| طلعت خورشید در غروب تلخ ابلیس! | |
|
در جهنم میان چشمه غسّاق غوطه ور سازید غساق را با شراب زقّوم در آمیزید در كوزه هایی از باروت سرخ بر آن ها بنوشانید اخلاط دارالمسلولین را با مدادنه آنها سازید ! آن ها را به همان مرض بكشید كه عرفات و برادرش را كشتند ! برادر عرفات را از گمنامی در آورید در كنار مرقد مطهر ابوالفضل عباس در ضریحی طلایی به خاك بسپرید! مصریان را به جرم این جنایت در دریای نیل غرق كنید | |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|