| | ۸۸/۱۰/۱۹ |
|
| از نبوغ تابناک آذربایجان | |
|
عمادالدین نسیمی
شروانی
شاعر بزرگ ایران و آذربایجان
شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
مه عید نیک بختان رخ آن نگار باشد
ز غم نگار از آن رو شب و روز بی قرارم
که غمش نمی گذارد که مرا قرار باشد
به نوازشی دلم را ز کرم چو وعده دادی
مگذار بیش از آتش که در انتظار باشد
سرما ز سرٌ عشقش سر دار دارد آری
سر محرم انا لحق سرپای دار باشد
صنما به رغم دشمن نظری به دوستان کن
که نوازش محٌبان نه گنه نه عار باشد
به جز از هوای رویت نکند هوس نسیمی
ز محبت تو روزی که تنش غبار باشد | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۹ |
|
| می دزدم ز بوی گل | |
|
از نبوغ آذربایجان
صائب تبریزی شاعر بزرگ ایران و
آذربایجان
می دزدم ز بوی گل
غوطه دادم در دل الماس داغ خویش را
روشن از آب گهر کردم چراغ خویش را
شد چو داغ لاله خاکستر نفس در سینه ام | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۹ |
|
| زنده باد خلق قهرمان آذربایجان | |
|
حکیم قطران تبریزی
شاعر نابغه ایران و آذربایجان
طوفانی کند
روی مرجانی ز چشمم دوست پنهانی کند
تا سرشک چشم من چون روی مرجانی ند
چون بیند لعل ریحانی لبش با لعل خویش
ای بسا چون خویش لعل ریحانی کند
چون کمان ابرویش دارد قامت من چون کمان | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۹ |
|
| از نبوغ آذربایجان | |
|
صائب تبریزی
شاعر کبیر ایران و آذربایجان
« لخت جگر ..... »
صرف بیکاری مگردان روزگار خویش را
پردۀ روی توکٌل ساز ، کار خویش را
زاد همراهان درین وادی نمی آید به کار
پرکن از لخت جگر جیب و کنار خویش را
پردۀ دام است خاک این جهان پر فریب | |
|
|
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| از خلاقیت آذربایجان | |
|
شاعر کبیر ایران و آذربایجان
استخراج
بهداد
« زلف یار »
همی ستیزه برد زلف یار با شمشاد
شگفت نیست گر از وی همیشه باشم شاد
گهی بپیچد و بستر بسیجد از دیبا
گهی بتازد و زنجیر سازد از شمشاد | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| لغات مشترک فارسی و کوردی | |
|
استخراج
بهداد
فارسی کوردی
برگرفتن و بار گرتن
برگ ریزان- گل ریزان گه لاریزان – گه لاخه ران | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۵ |
|
| از خلاقیت های صائب | |
|
از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
نان به خون تر می شود صبح صداقت کیش را
صبر کن بر تلخ کامی ها که آخر روزگار
چشمه سار نوش سازد بوسه گاه نیش را
گر به درد آمد دلت از نالۀ صائب ، ببخش | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۲ |
|
| هوپ هوپ نامه | |
|
غم مخور ! ماه کنعانت برفت ای پیر کنعان ، غم مخور ! یا گلستان نو گشته بیت احزان ،غم مخور ! ایدل محنت زده ، خوش باش و لبریز از سرور ، میکند نامروت این افکار وجدان ، غم مخور ! بر مراد ما نگردد گر که چرخ کجمدار بوده و باشد چنین احوال دوران بر قرار ، قسمت تو روز و شب گردیده ناله ، آه و زار ، ای رعیت ، کارگر ، ای مرد دهقان ، غم مخور! | |
|
| | ۸۸/۹/۲۵ |
|
| زنده باد خلق قهرمان آذربایجان | |
|
حکیم قطران تبریزی
شاعر بزرگ ایران و آذربایجان
« به کام دل »
زمانه روی زمین را چو رنگ دیبا کرد
طراز دیبا یاقوت کرد و مینا کرد
بهاری ابر ز دریا نهاد روی به دشت
وز آب دیده همه شب برم چو دریا کرد
هوا همی بگشاید ز سنگ خارا آب
از آن ببین که همی ز آب سنگ خارا کرد
سرشک ابر زمین را شگفت رنگین کرد
نسیم باد هوا را شگفت بویا کرد | |
|