دفاتر و کتابها    بخش زبانهای غیر فارسی    تز ها و تئوری ها    کلیات   
مردم نو Mardom-e-No
آینده روشن Ayande Roshan
دفتر نو Daftar-e-No
کتب بهداد Behdad's Books
کتابخانه آرشیو بهداد Behdad's Library
درست نامه Correct Version
گوناگون (سفینه بهداد) Safineh-e-Behdad
شعر دیگران (جنگ بهداد) Jong-e-Behdad
داستان های بهداد Behdad's Novels
شعر نو بهداد (فارسی) Modern Poems
شعر کلاسیک بهداد (فارسی) Classic Poems
کتابها و مقاله ها Books and Papers
مسائل بین المللی International Affairs
شعر انگلیسی English Poem
پیک آذربایجان Azarbaijan
شعر ترکی Turk Poem
بخش عربی Arabic Poems
ترجمه Translations
نوید خلق Navid-e-Khalgh
تز های تاریخی Historical Thesis
تزهای سیاسی Political Thesis
تزهای فلسفی Philosophic Thesis
تزهای اقتصاد Economic Thesis
تزهای مذهبی Religius Thesis
تزهای علمی Scientific Thesis
تزهای هنر و ادبیات Art and Lit Thesis
تزها بطورکلی General Thesis
صفحه اصلی Homepage
تحلیل اخبار News Analysis
عضویت در سایت Membership
درباره نویسنده About Author
تماس با نویسنده Contact Author
پرسش و پاسخ FAQ
تبلیغات Advertisement
وبلاگ Weblog

هنـــر  
نقاشی های بهداد Behdad's Paintings
موسیقی Music
گالری عکس Photo Gallery
تز های سیاسی


 ۸۸/۱۱/۲۳  
چگونه حزب توده می تواند زنده شود

       چگونه می تواند فعالیت علنی داشته باشد و پلنوم و کنگره و غیره داشته باشد انتشارات ، نشریه و غیره در جمهوری اسلامی ایران داشته باشد مارکسیسم لنینیسم چه می آموزد ؟ چگونه می توان از اشتباهات صد سال اخیر آموخت ؟ 1) اگر کسانی بخواهند حزب توده را تجدید کنند و از اشتباهات گذشته اجتناب کنند . باید در درجه اٌول جنایت ها ، خیانت ها ، جاسوسی ها و اشتباهات ماوراء عظیم کلیۀ اعضای رهبری و کادرها را به شدت افشا کنند و به اشد اشد اشد وجه محکوم سازند . کسانی که سابقه جنایت و جاسوسی و خیانت دارند در جمع خود نپذیرند و اخراج و افشا کنند . 2) فعالیت اعضای حزب را در ارتش و سازمان های نظامی ، اطلاعاتی و انتظامی ایران مطلقاً ممنوع ساخته و اگر شخصی از اعضاء بدون اطلاع حزب چنین کند بلافاصله پس از شناسایی حزب از موقعیت آن فرد ؛ وی را از حزب اخراج کرده در اسرع وقت به مقامات جمهوری اسلامی ایران معرفی کند. 3) از هرگونه فعالیت تروریستی و مسلحانه و قهرآمیز از سوی اعضای حزب جلوگیری کرده در صورت اطلاع آن را به جمهوری مقدس انقلابی اسلامی معرفی کند . 4) هر گونه تلاش برای ایجاد سازمان و تشکیلات مخفی را به شدت جلو گرفته افشا کنند . 5) به اشد اشد اشد وجه در هیچ اعتصابات و تظاهرات غیر قانونی شرکت نکند و هرکسی از رهبران ، کادرها و اعضا که چنین کنند آن ها را اخراج نماید . اگر نظیر 15 بهمن ماه 1327 جریانی پیش آید جمهوری اسلامی را در اسرع وقت در جریان گذارند . بهداد طهران ، 19 دی ماه 1388 بعدالتحریر : 6) هرکسی از اعضاء ، هواداران ، کادرها و رهبری حزب به طور غیر قانونی و سرٌی با اتباع بیگانه از جمله سفارتخانه های کشورهای خارجی تماس بگیرد بلافاصله او را اخراج و به مقامات قانونی معرفی کند . 7) در صورتی که از فعالیت جاسوسی در ارتباط با کشورهای بیگانه مطلع شود با اخراج فرد یا افرادی که چنین می کنند و افشای آن ها بر خورد کند . 8) اگر با هر گونه فعالیت غیر
 ۸۸/۱۱/۲۲  
از خاطرات مبارزات

       خواستم از رشته علوم اقتصادی که بخش مهمی از آن را که خوانده بودم تغییر رشته بدهم و بروم رشته سیاسی دانشگاه مخالفت می کرد و من مصمم بودم که دانشگاه را رها کرده هرطور شده کانالی برای پیوستن به جنبش مسلحانه پیدا کنم . من شاید اگر در دانشکده فنی دانشگاه و یا پلی تکنیک یا صنعتی آریامهر بودم به راحتی می توانستم کانال لازم برا برای پیوستن به جنبش مسلحانه پیدا کنم . به هر حال زمانی که مصمم بودم که به سربازی بروم دوستی داشتم که به من گفت کسانی را می شناختم که مثل آتش داغ بودند و بعد به خاکستر مبدل شدند تو دست از ترک تحصیل و رفتن به سربازی و چریک شدن بردار و برای تغییر رشته پافشاری کن بالاخره با تغییر رشته تو موافقت خواهند کرد . بالاخره دانشگاه با تغییر رشته من موافقت کرد درحالی که از یافتن کانال برای پیوستن به جنبش مسلحانه سرخورده بودم . به پیکار شخصی پرداختم بدون آنکه با هیچ سازمانی پیوسته باشم دست به مبارزه مخفی و علنی توده ای دانشجویی زدم (مقصود از توده ای حزب توده نیست . بلکه مرادم جنبش هایی است که با تودۀ مردم ارتباط دارند و در میان آن ها انجام می شوند . من راه مبارزات مخفی و علنی مستقل دانشجویی و خواندن منظم و بسیار دقیق و با برنامۀ کتاب و گوش کردن منظم
 ۸۸/۱۱/۲۲  
تاریخ مشروطه

       و معلم ریاضیات و افسر ارتش تزاری بود نوشتم اینک باز اطلاعات جالب دیگری از این فرد به دست می دهم . گریگور یقیکیان در کتاب گرانبهایش ، شوروی و جنبش جنگل ، چاپ 1363 ) صفحه 170 می نگارد : « گرچه او ( موزارکف ) گفته بود که قیام بر ضد دولت بلشویک بی اثر خواهد ماند و همکاری با بلشویک ها می کرد ولی دارای روحیۀ یک افسر امپراطوری بود . در بادکوبه او را به خوبی می شناختند و عقیده داشتند که او هرگز خیانت نخواهد کرد ( یعنی خیانت به ضد انقلاب روسیه ). ( تکیه کلام از من است ) » باز درجه وفاداری موزارکف به شوروی را در صفحه 172 گریگور یقیکیان نشان می دهد « می گفت ( موزارکف بهداد ) : به مقامات نظامی شوروی نگفتم که افسر هواپیما هستم، چون به من اجازۀ ورود به ایران را نمی دادند ( علت آن بود که بر اساس سیاست لنین برجستگان نظامی واداری و علمی روسیه تزاری را بلشویک ه
 ۸۸/۱۱/۲۲  
تاریخ مشروطه

       و معلم ریاضیات و افسر ارتش تزاری بود نوشتم اینک باز اطلاعات جالب دیگری از این فرد به دست می دهم . گریگور یقیکیان در کتاب گرانبهایش ، شوروی و جنبش جنگل ، چاپ 1363 ) صفحه 170 می نگارد : « گرچه او ( موزارکف ) گفته بود که قیام بر ضد دولت بلشویک بی اثر خواهد ماند و همکاری با بلشویک ها می کرد ولی دارای روحیۀ یک افسر امپراطوری بود . در بادکوبه او را به خوبی می شناختند و عقیده داشتند که او هرگز خیانت نخواهد کرد ( یعنی خیانت به ضد انقلاب روسیه ). ( تکیه کلام از من است ) » باز درجه وفاداری موزارکف به شوروی را در صفحه 172 گریگور یقیکیان نشان می دهد « می گفت ( موزارکف بهداد ) : به مقامات نظامی شوروی نگفتم که افسر هواپیما هستم، چون به من اجازۀ ورود به ایران را نمی دادند ( علت آن بود که بر اساس سیاست لنین برجستگان نظامی واداری و علمی روسیه تزاری را بلشویک ه
 ۸۸/۱۱/۲۲  
تاریخ مشروطه

       و معلم ریاضیات و افسر ارتش تزاری بود نوشتم اینک باز اطلاعات جالب دیگری از این فرد به دست می دهم . گریگور یقیکیان در کتاب گرانبهایش ، شوروی و جنبش جنگل ، چاپ 1363 ) صفحه 170 می نگارد : « گرچه او ( موزارکف ) گفته بود که قیام بر ضد دولت بلشویک بی اثر خواهد ماند و همکاری با بلشویک ها می کرد ولی دارای روحیۀ یک افسر امپراطوری بود . در بادکوبه او را به خوبی می شناختند و عقیده داشتند که او هرگز خیانت نخواهد کرد ( یعنی خیانت به ضد انقلاب روسیه ). ( تکیه کلام از من است ) » باز درجه وفاداری موزارکف به شوروی را در صفحه 172 گریگور یقیکیان نشان می دهد « می گفت ( موزارکف بهداد ) : به مقامات نظامی شوروی نگفتم که افسر هواپیما هستم، چون به من اجازۀ ورود به ایران را نمی دادند ( علت آن بود که بر اساس سیاست لنین برجستگان نظامی واداری و علمی روسیه تزاری را بلشویک ه
 ۸۸/۱۱/۲۲  
فوئرباخ

       در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً
 ۸۸/۱۱/۲۲  
فوئرباخ

       در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً
 ۸۸/۱۱/۲۲  
فوئرباخ

       در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً نو به کار می اندازد . روند تغییر جهان بسیار بغرنج ، دیالکتیکی ، ارگانیکی و پر تضاریص و فراز و فرود است هیچ کهنه ای عیناً تکرار نمی شود و هیچ نویی بدون حفظ عناصـــر مترقی کهن در وجود نمی آید . سخن تنها بر سر تغییر جهان نیست بلکه پیکار برای تغییر جهان است . در تز یازدهم می خوانیم « فلاسفه فقط به انحاء مختلف جهان را توضیح داده اند ولی سخن بر سر تغییر آن هاست .» سخن تنها بر سر تغییر آن ها نیست بلکه سخن بر سر ویران کردن آن به نحو دیالکتیکی و ایجاد نو به نحو دیالکتیکی است . نو عناصر مثبت کهنه را حفظ می کند و عناصر منفی را حذف می کند این روندی اعتلایی و پر فراز و نشیب است . گاه نو کهنه ای را حذف می کند و سپس باز در تطوٌر خود همان کهنه را به شکلی غالباً
 ۸۸/۱۰/۱۹  
تزهای اساسی دربارۀ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران

       کسروی در تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان ص 129 می فرماید: « چنین پیداست که سردار اسعد و سپهدار نیز از آمدن ایشان ( ستارخان و باقرخان ، بهداد ) به تهران ناخوشنود بودند . این بود تلگرافی به نجف فرستاده از آقایان آخوند خراسانی و حاجی شیخ مازندرانی خواستار شدند که به تلگراف سردار و سالار را به نجف خوانند . پیداست که عنوانشان این بوده ا ینان مایه شورش هستند سر به فرمان دولت فرو نمی آورند . چنان که در دیگر جاها همین عنوان را داشتند و من گمان ندارم آخوند و حاجی شیخ با آن آگاهی که از جان ستانی های ستارخان و باقرخان
 ۸۸/۱۰/۱۹  
آینده اشغالگران جلاد

       ما همان گونه که در قرن نوزدهم شاهد بودیم که چگونه مردم قهرمان افغانستان اشغالگران استعمار قصاب و حیله گر انگلیس در افغانستان را به خاک و خون کشیدند و در قرن بیستم ، اشغالگران جلاد روسیه در افغانستان چنین سرنوشتی داشتند در سراسر ممالک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و بلوک شرق مانند لهستان ، چک ، گرجستان و اوکرائین مردم قهرمان این کشورها با اشغالگران جنایتکار بربرصفت تانو و غرب و یانکی های جنایتکار وحشی صفت سراسر بلوک شرق ، اوکرائین ، گرجستان چنین خواهند کرد و هر جایی را که ناتوی جنایتکار و امپریالیسم ماوراء وحشی آن ها را اشغال کرده

۴۲ /


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بهداد اربابی می باشد.