|
|
| | ۸۸/۱۱/۲ |
|
| لنین | |
|
حکومت تزاری مترصد و در کمین فعالیت های انقلابی جمعیت بیکار بود تا یورش کرده بر آن ضربه ای سنگین فرود آورد .
در آغاز دسامبر 1895مقٌر پلیس رهبران جمعیت از جمله لنین را بازداشت کرد . سپس روزنامه رابوچه دلیو (نهضت کارگران ) را که به وسیله اعضای جمعیت چاپ و منتشر می شد تصرف و | |
|
| | ۸۸/۱۱/۲ |
|
| لنین | |
|
حکومت تزاری مترصد و در کمین فعالیت های انقلابی جمعیت بیکار بود تا یورش کرده بر آن ضربه ای سنگین فرود آورد .
در آغاز دسامبر 1895مقٌر پلیس رهبران جمعیت از جمله لنین را بازداشت کرد . سپس روزنامه رابوچه دلیو (نهضت کارگران ) را که به وسیله اعضای جمعیت چاپ و منتشر می شد تصرف و | |
|
| | ۸۸/۱۱/۱ |
|
| لاسال | |
|
ترجمان
بهداد
برای لاسال تصرف ماشین دولتی ، حفظ دست نخوردۀ آپارات و دستگاه حکومت موجود معنی می داد ، که خود به خود به یک « دولت خلقی » بدل می شد ، او این نسخه پیچی را برای تمام جهان تجویز می کرد . او بر رأی مستقیم و برابر مردم تأکید می کرد ، اعتقاد او بر روی این مسأله متمرکز بود .
این خواسته اساسی و ضروری عمدۀ او بود . او معتقد بود اراده و آراء عمومی تنها و منحصراً باید از طرق مسالمت آمیز و قانونی صورت تحقق پذیرد .
او تصور می کرد که با توسل به آراء عمومی آزاد دیگر نیازی به پیکار مستقیم علیه خودکامگی و حکومت فردی نیست .
لاسال هر روز و دم بدم ، بیشتر و بیشتر، با توده های غیر پرولتر و نیز بورژوازی نزدیک و هماهنگ می شد .
در آغاز سالهای شصت قرن نوزدهم لاسال بخش عظیمی از فعالیت حزبی را برای بنیاد گذاری سا | |
|
| | ۸۸/۱۱/۱ |
|
| لاسال | |
|
ترجمان
بهداد
برای لاسال تصرف ماشین دولتی ، حفظ دست نخوردۀ آپارات و دستگاه حکومت موجود معنی می داد ، که خود به خود به یک « دولت خلقی » بدل می شد ، او این نسخه پیچی را برای تمام جهان تجویز می کرد . او بر رأی مستقیم و برابر مردم تأکید می کرد ، اعتقاد او بر روی این مسأله متمرکز بود .
این خواسته اساسی و ضروری عمدۀ او بود . او معتقد بود اراده و آراء عمومی تنها و منحصراً باید از طرق مسالمت آمیز و قانونی صورت تحقق پذیرد .
او تصور می کرد که با توسل به آراء عمومی آزاد دیگر نیازی به پیکار مستقیم علیه خودکامگی و حکومت فردی نیست .
لاسال هر روز و دم بدم ، بیشتر و بیشتر، با توده های غیر پرولتر و نیز بورژوازی نزدیک و هماهنگ می شد .
در آغاز سالهای شصت قرن نوزدهم لاسال بخش عظیمی از فعالیت حزبی را برای بنیاد گذاری سا | |
|
| | ۸۸/۱۰/۱۲ |
|
| قصٌه زندگی لنین | |
|
یک قایق بخاری که دارای دو عرشه بود در اسکله کوچک ایستاد . لولۀ بخار آن که از برنج براق تدارک شده بود در حال و هوای خورشید می درخشید کاپیتان در حالی که بر جایگاه فرماندهی قایق ایستاده بود با فریاد بلند و رسا با بلندگویی که در کف داشت فرمان می داد .
ولادیا با هیجان و شتاب فریاد زد « ما هرچه زودتر باید سوار شویم . قایق ممکن است یک دفعه حرکت کند » .
پدر بلیط ها و بارها را برای واپسین بار بازرسی کرد . هریک از آنها یک ساک و یا بسته با خود برداشت . به زودی بعد از آنکه آن ها سوار شدند شیپور قایق بخاری آژیر بلند کشید . چرخ های قایق به حرکت در آمدند ، آب فوران کرد . | |
|
| | ۸۸/۹/۲۵ |
|
| شکسپیر گنج غزل | |
|
چرا زکات حسن و جمالت را بر عشاقت ارزانی نمی داری؟
چرا تو یادگاری باز نمی نهی از جمال شورانگیز خود ؟
دنیای فانی در گذر است و مرگ فرا می رسد
روزگار را کرامت است و آزادگان
را بر می انگیزد
زیبارویانی که سخاوت را بر نگزیده اند
چرا چنین فریفتارند ؟
طبیعت این جمال سخاوتمندانه را بر تو ارزانی بخشیده است ،
تا بر دیگران نثار کنی ....
این بهره نا پایدار زیبایی را بر تو ارمغان کرده است
تا بدان روزگار را به سرخوشی بگذرانی
چرا نباید دیگران از جمال تو زکات بر گیرند ؟
روزگاری چند زندگانی خواهی سپرد
تا چه زمانی می خواهی از عشق بی بهره باشی ؟
تو فریفته زیبایی شکرانگیز خود هستی
افسوس که از حسن جمال خود بهره بر نگرفته ای | |
|
| | ۸۸/۹/۱۴ |
|
| گنج غزل | |
|
نظر بر آیینه کن تا نیکو جمال ترین انسان را دریابی،
اکنون زمان آن فکر رسیده است که نظر از خود برگیری و بر شیفتگان خود بنگری !
ای بدیع شمایل ، اکنون چه کسی را از میان عشٌاق خود، پذیرایی ؟
تو جهانی را فریفتاری ، فسوسا که این بر شیدایان تو فرجامی نا خجسته دارد !
در این دنیای در گذار کدام نیکو جمالی بر مذبح تو قربانی می شود ؟
کدام شیفته ای تا واپسین دم با توخواهد بود؟
از جمالت آیندگان را هم حیران خواهی ساخت !
تو نمای آیینه ای و آیینه نمای تست | |
|
| | ۸۸/۹/۱۰ |
|
| روسیه در انقلاب | |
|
در این اوضاع فوق العاده وخیم ، در حالی که روزها از شروع انقلاب می گذشت تزار پس از گرد هم آیی در قصر امپراطوری، در خارج از پطروگراد ، در آن همهمه طوفانی آن جا را به قصد جبهه جنگ ترک گفت .
تزار می دانست که اوضاع در شهر انفجار آمیز است اما برای مدت مدیدی به محیط آرام ستاد کلٌ نیروهای مسلح پشت خط آتش بازگشت و در آنجا ماند .
او به همسرش نوشت : « روح من در اینجا آرامش می یابد و خستگی در می کند »
« او هم چنین به همسرش نوشت « اینجا نه وزراء وجود دارند و نه سئوال ها و نه بحث ها و جنجال ها وتقاضاهای مزاحم و رنج آور »
هم چنان کـــه نرون زمانی که رم را در آتش افکنده بود گفت؛ تزار یادداشت کرد :
« تا زمانی که مقدر | |
|
| | ۸۸/۸/۱۳ |
|
| ''پیشوای پرولتاریایی انقلابی روس | |
|
سن پطرز بورگ در آن زمان پایتخت روسیه و یکی از مهمترین مراکز جنبش طبقه کارگر بود. در آنجا دوایر و محافل غیر قانونی وجود داشت که اعضای آنها به مطالعه و ترویج اندیشه های مارکس و انگلس در میان کارگران پیشرو می پرداختند . لنین به یکی از این محافل مطالعاتی پیوست. یکی از اعضای کارآزموده و قدیمی حزبی دربارۀ قهرمان زندگی نامه مالنین در آن زمان نگاشت ... « اینک در این دشت های شمالی یک مرد فوق العاده پدید آمده است که بهتر از هر فرد دیگری می تواند سلاح ساخته شده به وسیله نبوغ مارکس را بشناسد و به کار گیرد » .
او مارکسیستی است در صدر همۀ انقلابیون .
لنین خود را در کار انقلابی با انرژی و شوق و اشتیاق فراوان مستغرق ساخت . شناخت ژرف او از مارکسیسم و قابلیت وی در انطباق عملی آن بر شرایط ویژه روسیه ، ایمان تزلزل ناپذیر او بر ظفر پیکار انقلابی کارگران همگی با استعداد فوق العاده او به عنوان یک سازمانده در آمیخت | |
|